بهداشت ، ایمنی و محیط زیست آمل ( AMOL HSE )

رتبه اول جشنواره وبلاگ نویسی سلامت - 1388

← صفحه بعد صفحه قبل →
استرس ناشی از کار
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧ 

استرس ناشی از کار دومین آسیب بزرگ شغلی 

 دنیای صنعتی و فراصنعتی امروز، مشکلات و گرفتاری های بسیاری به بار آورده است. نگرانی افراد نسبت به کار، خانواده و فرزند، نگرانی های مادران کارمند نسبت به وضعیت کودکان خود و احساس گناه از عدم رسیدگی کافی به فرزندان، انتظارات و توقعات سازمان از کارکنان، ساعت های زیاد کاری، سطح پایین درآمد نسبت به وضع اقتصادی و نیازهای متنوع زندگی، پیشرفت شتابان علم و تکنولوژی و نگرانی از کهنه شدن معلومات و اطلاعات و... از جمله موارد ایجادکننده تنش ها، هیجانات و نگرانی های روزمره هستند که حالت هایی از فشار عصبی و روانی تحت عنوان "استرس" را در افراد ایجاد می نمایند.................
   


    هر فرد نیازمند آن است که با تغییرات دایمی که در محیط اطرافش به وقوع می پیوندد به تعادل برسد و درحین رسیدن به این تعادل است که بدن، استرس را که نوعی فشارروانی است تجربه می کند. بسته به اینکه برای متعادل ساختن زندگی، چگونه نسبت به این مسائل عکس العمل نشان دهیم، استرس ممکن است باعث پیشرفت و تحرک ما و یا مانع آن شود.
    استرس دارای اثرات جسمی و روانی متعددی است و می تواند احساسات مثبت یا منفی را در ما پدید آورد. در حکم یک تاثیر مثبت، استرس ما را به فعالیت و تحرک وامی دارد و درمقابل با به جای گذاشتن اثرات منفی و مخرب می تواند باعث به وجود آمدن احساس بی اعتمادی، عصبانیت، بدگمانی و افسردگی شود.
    واکنش بدن به استرس
    واکنش بدن ما نسبت به استرس ها با ترشح برخی هورمون ها از جمله آدرنالین و کورتیزول همراه است. طول عمر آدرنالین کوتاه بوده و برافروختگی های ناگهانی در اثر خشم، مثل گلگون شدن چهره به دنبال استرس شدید را در پی دارد، اما طول عمر کورتیزول بیشتر است و باعث اثرات طولانی تر و مزمن تری در فرد می گردد. ترشح تدریجی و طولانی کورتیزول باعث تخلیه انرژی، کاهش اثربخشی سیستم ایمنی، کاهش تمرکز حواس و حتی چاقی می گردد.
    تاثیر جنسیت در واکنش نسبت به استرس
    پاسخ به استرس در زنان و مردان تفاوت چشمگیری دارد. واکنش زنان نسبت به عوامل استرس زای بیرونی، طیف وسیع تری را نشان می دهد. به عبارت دیگر زنان به دلیل طرز نگاه متفاوت به جنبه های مختلف زندگی (جزئی نگری و همه جانبه گرایی) تنش های خارجی را بیشتر احساس می کنند و عکس العمل های آنی و شدیدتری نیز از خود بروز می دهند.
    تاثیر تجارب دوران کودکی بر شیوه برخورد با استرس
    به نظر می رسد که جدای از جنسیت، تجارب دوران کودکی نیز اثرات عمیقی بر شیوه برخورد با تنش های خارجی داشته باشد. بزرگ ترین مسائلی که فکر کودکان را ناراحت می کند، بیمارشدن، دعوا، اختلافات خانوادگی و طلاق والدین است. کودکانی که خانواده سالمی دارند و به خانواده هایشان عشق می ورزند، یاد می گیرند که چگونه واکنش به استرس را تعدیل کنند.
    مشکلات ناشی از استرس
    استرس ناشی از کار، دومین مشکل بزرگ شغلی بعد از کمردرد است که سلامت کارکنان را تهدید می کند، مهم ترین مشکلات ناشی از استرس شامل موارد زیر است:
    1 - فشارها: مانند کوشش برای تشکیل، اداره و تامین معاش خانواده
    2 - تعارض ها: از قبیل انتخاب میان زمینه های کاری متفاوت، اشخاص مختلف و سبک های گوناگون زندگی.
    3 - نومیدی ها: مثل خواستن ولی نتوانستن در زمینه برقراری ارتباط خوب با همکاران یا تمایل به داشتن چیزی که شخص از عهده انجام آن برنیاید، مانند تمایل به داشتن سمت بهتر، ترفیع مقام و رهایی از ناهنجاری های سازمانی.
    نشانه های استرس شغلی
    نشانه های احساس استرس و فشار در محیط کاری عبارتند از:
    الف) نشانه های روانی: نارضایتی، افسردگی، اضطراب، ملامت، احساس ناکامی، انزوا، فقدان تمرکز، خستگی و دلزدگی از کار یا سایر همکاران و حتی سازمان متبوعه.
    ب) نشانه های جسمانی: سردرد، فشارخون، بیماری های قلبی و عروقی، انواع آلرژی ها، اختلال در خواب و ناراحتی های تنفسی و بیماری های پوستی.
    ج) نشانه های رفتاری (که پیامدش به سازمان و تشکیلات اداری بازمی گردد): خودداری از کار کردن، مصرف روزافزون دارو، پرخوری یا بی اشتهایی، رفتار ستیزه جویانه دربرابر دیگران، دشمنی و عنادو رزی، تاخیر و غیبت در محیط کار، کاهش بهره وری، افزایش حوادث ناشی از کار، رهاکردن شغل و...
    - تیپولوژی کارکنان درمقابله با شرایط و عوامل استرس زا
    در یک آزمون روانشناختی، کارکنان یک سازمان به طور کلی به دو تیپ شخصیتی با عناوین A و B تقسیم شده اند که هریک دارای خصوصیات روانی ویژه ای هستند.
    افراد تیپ A دارای صفاتی به شرح زیر هستند:
    بیش از اندازه کار می کنند و روزهای تعطیل نیز به جای استراحت وقت خود را با کار می گذرانند. پرخاشگرند و کارها را به گونه ای خشن انجام می دهند. بیش از اندازه به خود فشار می آورند که هر کار به موقع انجام گیرد. به وقت و زمان بسیار اهمیت می دهند. آرام و سکون ندارند و اغلب بی قرارند. اغلب چند هدف را با هم انتخاب و کوشش می کنند تا همه را یکجا انجام دهند. از کمی وقت نگرانند و اغلب شتابزده به نظر می رسند. این گروه حتی به دلیل فشارهای عصبی و روانی که خودشان به آن دامن می زنند، اغلب آمادگی بیشتری برای دردهای بدنی و آسیب های روانی دارند.
    افراد تیپ B خصوصیات روانی زیر را دارا هستند:
    آرام و بردبارند. کارهایشان با تفریح و رضایت همراه است و از کار خود لذت می برند. در برخورد با دیگران ملایم و آرام هستند. نسبت به وعده های خود نگران نیستند. با دیگران به رقابت منفی نمی پردازند. بدون احساس گناه استراحت می کنند و از اوقات فراغت خود لذت می برند. کارها را به ترتیب اولویت انجام می دهند و در یک زمان چند کار را با هم انجام نمی دهند. از لاف زدن و گزاف گویی خوششان نمی آید. به طور کلی شخصیت هایی صبور و آسان گیر هستند و موقعیت ها را به همان گونه که هست می پذیرند. هنگام کمبود وقت نگران نمی شوند. دربرابر وقایع و حوادث خونسردند و کمتر از فشار عصبی رنج می برند.
    درمجموع افراد تیپ B در کنترل و مدیریت استرس های وارده، موفق تر و کارآمدتر عمل می کنند، ازاین رو الگوپذیری از برخوردها و عملکرد این گروه از همکاران در موقعیت ها و شرایط مختلف، در ایجاد و حفظ تعادل جسمی و روانی مفید و مؤثر است.
    عوامل ایجاد استرس در محیط کار
    اغلب ما حداقل یک سوم از اوقات شبانه روز را در محیط کار خود به سر می بریم. پیامدهای استرس در محیط کار چه از نظر فردی و چه از منظر سازمانی، بسیار پرهزینه است و به صورت کاهش در بهره وری، تقلیل کارایی و افزایش نارضایتی شغلی نمایان می شود.
    عوامل عمده افزایش میزان استرس ناشی از کار عبارتند از:
    الف) نوع رابطه با رئیس یا کارفرما: احساس بی کفایتی و عدم شایستگی سایر همکاران در محیط کار به ویژه اگر با اعمال قدرت همراه باشد، موجب عصبانیت و فشار روانی پرسنل می شود. این نوع استرس هنگامی رخ می دهد که کارمند با سرپرست خود احساس تفاهم نداشته یا از تمجید و پشتیبانی از سوی مدیریت برخوردار نباشد. به علاوه کارمندان به سبب اشتباهاتی که به دلیل حجم بالای کار پیش می آید، نیز به شدت دچار استرس می شوند، به ویژه اگر از سوی مدیران خود حمایت نشوند.
    در شرایطی که کارکنان رئیس خود را فردی با فکر و ملاحظه کار احساس کنند، ارتباطی دوستانه با او برقرار خواهندکرد که بر اساس اعتماد متقابل، احترام و صمیمت شکل می گیرد و زمینه ساز کاهش بروز استرس و ایجاد امنیت روانی و آرامش در کارکنان خواهد شد. کارکنانی که احساس می کنند مافوقشان مراعات آنها را نمی کند و نسبت به منافع آنها بی تفاوت است، بیشتر در معرض عدم تعادل روانی و استرس قرار دارند.
    ب) ترس از شکست (عدم موفقیت): ترس هایی از این قبیل که "آنچه را که از من انتظار می رود، نمی توانم انجام دهم" یا "ممکن است دیگران کاری را بهتر از من بدانند"، سبب فرسایش روانی و جسمی افراد می شود. ازاین رو به مدیران توصیه می شود تا از محول کردن کارهایی بیش از ظرفیت به پرسنل خود بپرهیزند و توجه نمایند که در تمام موارد باید بین سطح کار، سطوح انتظار و ظرفیت وجودی فرد تناسب وجود داشته باشد.
    ج) برنامه های کاری فشرده: انجام کارهای متعدد در یک زمان مانند انجام مسافرت، شرکت در کلاس یا جلسه، تهیه گزارش کار، قرار ملاقات با افراد مختلف و تعهد برنامه های آینده، بسیار خسته کننده و استرس آور است. خواه این گونه برنامه ها از سوی دیگران طرح ریزی شود یا خود فرد چنین برنامه ریزی هایی داشته باشد.
    د) نبود امکانات کافی: علت دیگر استرس را می توان نبودن امکانات جانبی و ملزومات موردنیاز از قبیل بودجه کافی، وسایل لازم، عدم همکاری دیگران و مانند آن دانست که سبب تنش و از میان رفتن انرژی روانی و جسمانی فرد می شود.
    هـ) حجم کار: برخی از فشارهای روانی و عصبی به سبب کار زیاد پدید می آیند، مانند کشمکش و نومیدی. پاره ای نیز به سبب سبک بودن بار کاری از قبیل یکنواختی، بی معنی بودن کار و عدم رضایت شغلی حاصل می شود. هر دو وضعیت (سنگینی و سبکی بیش از اندازه حجم و محتوای کار) معمولاً استرس شدید، در خطر افتادن سلامتی و سرانجام کاهش کارایی را در پی خواهد داشت.
    و) شرایط کاری: عواملی همچون شرایط نامطلوب کاری، تلاش طاقت فرسای فیزیکی، گذراندن ساعات زیادی در محیط کار، کار خسته کننده و تکراری و سروکارداشتن با مراجعان تندخو و همکاران پرخاشگر موجب اختلال در سلامت روانی و افت سلامت جسمانی می شود.
    کار در زمان های خارج از ساعات معمولی کار روزانه، عامل دیگری است که منجر به استرس شغلی می شود. نوبت کاری ممکن است فرد شاغل را دستخوش فشارهای ناشی از زندگی خانوادگی یا جدا افتادن از جامعه (قطع رابطه با دوستانی که در روز کار می کنند) و محروم ماندن از کارهای گروهی، فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی نماید.
    ز) تراکم کاری: بعضی افراد زمانی که خیلی نزدیک با دیگران کار می کنند، احساس ناراحتی می کنند. درحالی که عده ای دیگر اگر در کنار بقیه کار نکنند، احساس تنهایی می کنند. در هرحال تراکم کاری (مثبت یا منفی) می تواند باعث ایجاد استرس گردد.
    ح) ابهام نقش: اگر شخص اطلاع کافی از شغل و کاری که به عهده گرفته، نداشته باشد و نتواند بین اهداف سازمانی تعیین شده و انتظارات خود، ارتباط درستی برقرار کند، دچار افسردگی، کاهش اعتماد به نفس، عدم احساس رضایت از وضع زندگی، عدم رضایت شغلی و کاهش انگیزه شغلی می شود.
    ط) تعارض شغلی: متداول ترین مورد در این زمینه هنگامی دیده می شود که فرد بین دو گروه مختلف که دو خواست و دو هدف متفاوت دارند، واقع گردد و به دو سو کشیده شود یا در شرایطی قرار گیرد که بین خواسته ها و انتظاراتی که از او می رود، تعارض وجود داشته باشد.
    ی) مسئولیت: احساس مسئولیت بیش از حد در کار به نحو چشمگیری به افسردگی، اضطراب و روانپریشی منجر می شود. هرچقدر میزان مسئولیت فرد درمقابل دیگران بیشتر و حساس تر باشد، وی باید انرژی، توجه و زمان بیشتری را در واکنش و برخورد با سایرین صرف کند و درنتیجه استرس نیز بیشتر خواهد شد. خطر ابتلا به بیماری های مختلف جسمانی و روانی در افرادی که به جای افراد، مسئولیتی را در قبال اشیا برعهده دارند، به مراتب کمتر است.
    ک) نوع روابط با زیردستان: دعوت به تقسیم کار و مشارکت می تواند در برخی از مدیران موجب بروز استرس از جمله احساس ناامنی، خارج شدن امور از کنترل مستقیم و درنهایت اضطراب گردد.
    ل) نوع روابط با همکاران: فقدان روابط خوب و دوستانه بین همکاران، عامل اساسی در ایجاد بی اعتمادی و رقابت ناسالم است که از عوامل مهم موجد استرس می باشد. روابط سالم و صمیمانه می تواند علاوه بر سلامت روانی، باعث تعادل در عملکرد ارگانیسم بدن و افزایش انرژی و کارایی جسمانی گردد.

منبع :  http://www.atiye.ir/paper.asp?ID=16302


کلمات کلیدی: